برگشت به صفحه اصلي چاپ صفحه جاري

ربا : سود


تا يك دهی بخلق دو خواهی ز حق جزا آنرا ربا شمر كه شمردی عطای خويش

خاقانی

    ربا يكی از گناهان كبيره است و در احاديث فراوانی از پيامبر اسلام و ائمه اطهار عليه السلام تصريح به كبيره بودنش می فرمايند و نيز از جمله گناهانی است كه در قرآن مجيد بر آن وعده عذاب داده شده است بلكه تشديد عذاب آن را بيش از بسياری از گناهان می فرمايد .
    بعضی برای آنكه از زحمت كار و فعاليت آسوده باشند و ضمنا از پـول خـود استفاده كنند آن را به ديگران قرض ‍ می دهند و در برابر آن سود می گيرند روشن است كه اين پـول يا به كسی وام داده شده است كه از فرط احتياج و استيصال دست نياز دراز كرده است و برای تامين مخـارج روزانه و يا تهيه منزل و وسايل و لوازم آن و يا ادای بدهی و يا مداوای مريض خـود پـول گرفته است در اين صورت سود گرفتن از وی ظلم بزرگی است چون او حتی اصل پول را به زحمت بايد پس بدهد تا چه رسد به سود آن و اينگونه اشخاص معمولا بايد بكوشند تا از حاصل كار خـود فقط سود پول را تامين كنند و دائما زير بار قرض بمانند يا قرض آنان افزوده شود .
    و اگر كسی پـول را برای توسعه كشاورزی و حرفه و كار خود گرفته است در اين صورت درست است كه از اين پـول سود ميبرد اما بايد مقداری از حاصل دسترنج و فعاليت خـود را به صورت ربا به جـيب صاحب پـول سرازير كند با اينكه كار او هميشه در معرض آفات و خسارات است و حتی ممكن است در كار خود ضرر كند اما صاحب پول خود را مسئول ضرر نميداند و سود خود را مطالبه می كند .
    و بدين ترتيب وام دهنده خود از فعاليت در كارهای مفيد توليدی و معاملات باز مانده است و آسوده به چپاول دسترنج ديگران مشغول است و اين وضع هميشه باعث تراكم ثروت پيش جمع معدودی ميشود كه به دنبال آن اختلاف طبقاتی عميق و زور گوئی و تحكم از يك طرف و بدبختی و اسارت از طرف ديگر است .
    آری ربا خـواری يك نوع استثماری است كه به دنبال آن استعباد و استعمار می آيد و اين مخصوصا در مقياسهای بين المللی مشهود است چون بدهكاری كه حد اكثر تلاش خود را فقط در پرداخت سود وام ميتواند صرف كند گذشته از اينكه هميشه ثمره كارش را ديگران ميبرند خواه نا خواه تا حدی تسليم و فرمان بردار طلبكار هم هست چون از سخت گيری وام دهنده هراس دارد .
    ربا در شرع بر دو قسم است 1 ـ ربای قرضی 2 ـ ربای در معامله
    1 ـ ربای قرضی آن است كه كسی مالش را به ديگری قرض دهد بشرطی كه پس از مدتی زيادتر از آنچه داده پـس بگيرد خـواه زيادی از جـنس باشد مثل اينكه ده تومان بدهد و شرط كند يازده تومان بگيرد يا اينكه زيادی در كار باشد مثل اينكه ده تومان قرض بدهد و شرط كند كه علاوه بر پس دادن ده تومان لباسش را هم بدوزد و همچنين است زيادی نسبت به بهره و منفعت مثل اينكه ده تومان قرض دهد بشرطـی كه يك سال مجـانی در خـانه اش بنشيند و يا اينكه زيادی از قبيل وصف باشد مثل اينكه ده مثقال طـلای نساخـته قرض بدهد بعد ده مثقال طلای ساخته پس بگيرد .
    2 ـ ربای در معامله آن است كه معامله بريك جنس صورت بگيرد يعنی عوض و معوض از يك جنس باشند مثل اينكه برنج را به برنج بفروشد يا روغن را به روغن و آن جنس هم در داد و ستد كشيدنی يا پـيمانه ای باشد با زيادی معامله شود مثل اينكه يك كيلو گندم را به دو كيلو معامله كند .
    يا يك پـيمانه شير را به دو پيمانه بفروشد . اما ربا در اجناسی كه بصورت عددی خريد و فروش ميشوند مثل گردو و يا تخم مرغ حرام نيست .
    فرقی در حرمت معامله ربوی نيست بين اينكه عوض و معوض هر دو از جميع جهات برابر باشند يا يكی سالم و ديگری معيوب يا يكی بهتر از ديگری باشد مثل اينكه يك كيلو گندم اعلا بفروشد به دو كيلو گندم درجه پايين .
    و نيز فرقی هم نيست بين اينكه زيادی از همان جنس باشد و يا از جنس ديگر يك كيلو گندم بفروشد به دو كيلو گندم يا يك كيلو گندم بفروشد به يك كيلو گندم با يك سير برنج .
    و همچنين فرقی نيست كه زيادی عينی باشد مثل همينكه گندم بفروشد به بيشتر يا حكمی باشد مثل اينكه يك كيلو گندم را بفروشد به يك كيلو گندمی كه دو ماه ديگر ميگيرد .

» چند نكته
    ـ برای دوری از ربا ، لازم است كه افرادی كه اهل تجارت هستند طبق روايت وارده ، از مسائل و احكام ربا مطلع باشند .
    ـ كلمات و گفتار در ايجاد و عدم آن ، نقش اساسی دارند؛ مثلا شخصی كالای را به صورت نسيه يا قسطـی می خـرد ، فروشنده بعد از بيان قيمت نقدی ، می گويد : اين قيمتش صد هزار تومان است و برای سه ماه ديگر سودش می شود صد و بيست هزار تومان ، اينگونه گفتار شبهه ربا دارد اما اگر بگويد قيمت نقدی اين قدر و قيمت نسيه سه ماهی صد و بيست هزار تومان است بدون بكار بردن كلمه سود كه شبهه ربا ندارد و يا در خريد و فروش طـلا ، نبايد كلمه تعويض را بكار برد و بايد كلمات خريد و فروش مطرح شود . همچنانكه در برخورد و گفتگو بين افراد جملات در معنی شايد يكی باشند ولی از جهت ظاهری بعضی جمله ها قشنگ هستند و بعضی جمله ها زشت
    ـ امور بانكی بنابر آنچه نقل شده ، قوانين آن صحيح است اما مجريان امور بانكی وارد نيستند يا حوصله بكارگيری آن را ندارند .
    ـ جو و گندم يك جنس حساب ميشوند پس اگر يك من گندم را به دو من جو بفروشد ربوی و حرام است .
    ـ برای رهائی از ربا اگر كسی چيزی را به جنس كمتر ضميمه كند و يا به هر دو طرف معامله ضميمه كند حلال است و يا دو معامله جدا گانه انجام دهند يعنی يك من گندم خود را بفروشد دو تومان و و يك من و نيم بخرد به دو تومان . و يا يكی جنسش را بفروشد و ديگری ببخشد يا صلح كند .
    ـ بين چهار طايفه ربا نيست ؛ بين پدر و فرزند ؛ هر يك ميتواند از ديگری زيادتر بگيرد ؛ بين زن و شوهر هم ربا نيست ؛ بين عبد و مولی هم ربا نيست و مسلمان ميتواند از كافر حربی ربا بگيرد ولی نمی تواند ربا بدهد و از كافر ذمی هم نمی شود ربا گرفت .
    ـ ربا در صورتی حرام است كه از ابتدا شرط زيادی و سود بشود ولی اگر از ابتدا شرط نبوده بلكه بعدا چيزی اضافه بصورت هديه يا چيز ديگر بدهد حرام نيست بلكه كار خـوبی هم هست كه كسی كه از ديگری قرض می گيرد موقع تحويل قرض خود هديه ای هم به قرض دهنده بدهد تا سنت قرض دادن تشويق شود .
    ـ همچنانكه ربا گرفتن حرام است ربا دادن هم حرام است بلكه شاهد و كاتب و نويسنده بيع و قرض ربوی هم حرام است .
    - مالی را كه كسی با شرط ربا قرض ميگيرد چون قرض فاسد است مالك آن نمی شود و اگر در آن تصرف كرد و منفعتی در آن پـيدا شد مال قرض دهنده و مالك اصلی می باشد مثلا اگر گندم را بصورت ربائی قرض كند و آن را بكارد گندمی كه برداشت ميكند مال قرض دهنده گندم است اما در صورتی كه قرض گيرنده يقين دارد كه اگر بشرط سود هم نبود قرض دهنده راضی بود كه در آن تصرف كند تصرفش اشكال نداد و مالك منفعت ميشود .

» آيا ربا مانند معامله است
    كسانی كه ربا ميخورد می گويند ربا هم يك نوع معامله است و فرقی بين آنها نيست چون معامله حلال است ربا هم حلال است در حالی كه بين معامله و ربا بسيار فرق است زيرا معامله عبارت است از عوض كردن مالی كه از آن بی نياز است به مالی كه به آن نيازمند است و اين امری است عادلانه و عاقلانه و لازمه حيات اجتماعی انسان است اما ربا عبارت است از دادن مالی كه از آن بی نياز است به ديگری كه به آن نيازمند است به شرطی كه در موقع پس دادن همراه با زيادتی بدهد .

» ربا خوار از خير و بركت محروم است
    ربا خـوار از آثار خـير و بركت معنوی كه در كسب و كار و جـنبش و سعی در تحصيل معاش است محروم است چنانچه رسولخدا صلی الله عليه و آله می فرمايند عبادت هفتاد قسم است و افضل اقسام آن طـلب مال حلال است . و نيز فرمودند تاجر راست گفتار درست كردار با انبيا محشور است و صورتش مانند ماه شب چهارده می درخـشد . مال ربوی هر چند فراوان باشد عاقبتش بی بركت است چنانچه تجربه ثابت كرده مال ربوی دوام ندارد و عذابش برايش می ماند .

» احاديث

       1 ـ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام آكِلُ الرِّبَا وَمُؤْكِلُهُ وَكَاتِبُهُ وَشَاهِدُهُ فِيهِ سَوَاءٌ
    علی (عليه السلام) می فرمايند : خورنده (گيرنده) ربا و كسی كه ربا می دهد و كسی كه شاهد و ناظر ربا است و كسی كه نويسنده ربا است در اينكه كار حرام انجام می دهند ، مساوی هستند .
الكافي ج5 ص144

    » ربا دين را از بين می برد

    2 ـ وَعَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَی عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ يَقُولُ يَمْحَقُ اللّهُ الرِّبا وَيُرْبِي الصَّدَقاتِ وَقَدْ أَرَی مَنْ يَأْكُلُ الرِّبَا يَرْبُو مَالُهُ فَقَالَ أَيُّ مَحْقٍ أَمْحَقُ مِنْ دِرْهَمٍ رِبًا يَمْحَقُ الدِّينَ وَإِنْ تَابَ مِنْهُ ذَهَبَ مَالُهُ وَافْتَقَرَ
    زراره می گويد به امام صادق عليه السلام عرض كردم اينكه خدا در قرآن می فرمايد خداوند كم می گرداند و بركت را می برد از مال ربائی و صدقات را زياد می كند در حالی كه كسی رامی بينم كه ربا می خورد و مالش هم زياد می شود حضرت فرمودند : كدام كم شدن و بی بركتی بدتر از اينكه يك درهم ربا دين را از بين می برد و اگر توبه كند مالش می رود و فقيرمی شود .
وسائل الشيعة ج18 ص119

    » ربا خوار آتش می خورد

    3 ـ وَقَالَ صلی الله عليه وآله مَنْ أَكَلَ الرِّبَا مَلَأَ اللَّهُ بَطْنَهُ نَاراً بِقَدْرِ مَا أَكَلَ مِنْهُ فَإِنْ كَسَبَ مِنْهُ مَالًا لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ شَيْئاً مِنْ عَمَلِهِ وَلَمْ يَزَلْ فِي لَعْنَةِ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ مَا دَامَ عِنْدَهُ مِنْهُ قِيرَاطٌ
    پـيامبر اكرم صلی الله عليه و آله : كسی كه ربا بخورد خداوند شكمش را به مقدار آنچه خورده از آتش پر می كند پس اگر از ربا مالی را به دست آورد عملش را نمی پذيرد و هميشه مورد لعن خدا و ملائكه است مادامی كه قيراتی از مال ربوی نزدش باشد .
مستدرك الوسائل ج13 ص332

    » عذاب برزخی ربا خوار

    4 ـ وَعَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله لَمَّا أُسْرِيَ بِي إِلَی السَّمَاءِ رَأَيْتُ أَقْوَاماً يُرِيدُ أَحَدُهُمْ أَنْ يَقُومَ وَلَا يَقْدِرُ عَلَيْهِ مِنْ عِظَمِ بَطْنِهِ فَقُلْتُ مَنْ هَؤُلَاءِ يَا جَبْرَئِيلُ قَالَ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ وَإِذَا هُمْ بِسَبِيلِ آلِ فِرْعَوْنَ يُعْرَضُونَ عَلَی النَّارِ غُدُوّاً وَعَشِيّاً يَقُولُونَ رَبَّنَا مَتَی تَقُومُ السَّاعَةُ
    رسول خـدا صلی الله عليه و آله : در شب معراج جـماعتی را ديدم كه هرگاه يكی از ايشان می خواست برخـيزد از بزرگی شكمش نمی توانست . از جبرئيل پرسيدم اينها چه كسانی هستند ? گفت : ربا خوارانند كه روز قيامت بر نمی خيزند مگر مانند جن زده ها ناگاه ايشان را بر راه آل فرعون ديدم كه بامداد و شامگاه بر ايشان آتش عرضه می شود می گو يند خدايا چه وقت قيامت بر پاه ميشود .
مستدرك الوسائل ج13 ص329

    » فلسفه حرمت ربا

    5 ـ وَبِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ أَنَّ عَلِيَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا عليه السلام وَعِلَّةُ تَحْرِيمِ الرِّبَا بِالنَّسِيئَةِ لِعِلَّةِ ذَهَابِ الْمَعْرُوفِ وَتَلَفِ الْأَمْوَالِ وَرَغْبَةِ النَّاسِ فِي الرِّبْحِ وَتَرْكِهِمُ الْقَرْضَ وَالْقَرْضُ صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ وَلِمَا فِي ذَلِكَ مِنَ الْفَسَادِ وَالظُّلْمِ وَفَنَاءِ الْأَمْوَالِ
    علت تحريم ربا اين است كه 1 ـ خوبيها از ميان جامعه می رود . 2 ـ ثروتهای مردم تلف می شود . 3 ـ انسانها بدنبال افزون طلبی در سود و منفعت می روند . 4 ـ به سبب رايج شدن ربا كسی به ديگری وام نميدهد و موجب فساد و ظلم و ستم در اجتماع می شود .
وسائل الشيعة ج18 ص117

    وَكَتَبَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَی الرِّضَا عليه السلام إِلَی مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ فِيمَا كَتَبَ مِنْ جَوَابِ مَسَائِلِه وَعِلَّةُ تَحْرِيمِ الرِّبَا لِمَا نَهَی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَنْهُ وَلِمَا فِيهِ مِنْ فَسَادِ الْأَمْوَالِ لِأَنَّ الْإِنْسَانَ إِذَا اشْتَرَی الدِّرْهَمَ بِالدِّرْهَمَيْنِ كَانَ ثَمَنُ الدِّرْهَمِ دِرْهَماً وَثَمَنُ الْآخَرِ بَاطِلًا فَبَيْعُ الرِّبَا وَشِرَاؤُهُ وَكْسٌ عَلَی كُلِّ حَالٍ عَلَی الْمُشْتَرِي وَعَلَی الْبَائِعِ فَحَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلَی الْعِبَادِ الرِّبَا لِعِلَّةِ فَسَادِ الْأَمْوَال
    امام رضا عليه السلام : علت تحريم ربا ؛ چون خداوند نهی فرموده از ربا و چون موجب فساد اموال ميشود چون وقتی انسان يك درهم را به دو درهم بفروشد پـول برابر يك درهم يك درهم است و يك درهم ديگر باطـل است پس خريد و فروش ‍ ربوی بر زيان فروشنده و خريدار است پس از اين جهت كه موجب فساد اموال ميشود خداوند حرام نموده .
من لايحضره الفقيه ج3 ص565

    وَسَأَلَ هِشَامُ بْنُ الْحَكَمِ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام عَنْ عِلَّةِ تَحْرِيمِ الرِّبَا فَقَالَ إِنَّهُ لَوْ كَانَ الرِّبَا حَلَالًا لَتَرَكَ النَّاسُ التِّجَارَاتِ وَمَا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ فَحَرَّمَ اللَّهُ الرِّبَا لِيَفِرَّ النَّاسُ مِنَ الْحَرَامِ إِلَی الْحَلَالِ وَإِلَی التِّجَارَاتِ وَإِلَی الْبَيْعِ وَالشِّرَاءِ فَيَبْقَی ذَلِكَ بَيْنَهُمْ فِي الْقَرْض
    هشام ابن حكم از امام صادق عليه السلام سؤال كرد در باره علت تحريم ربا حضرت در جواب فرمودند اگر ربا كار حلالی بود مردم از تجارت دست بر می داشتند و آنچه به آن (از صنايع وحرفه ها) محتاج بودند ترك می كردند لذا خداوند ربا را حرام نمود تا مردم از حرام به حلال و تجارت و خريد و فروش رو بياورند و بين ايشان قرض باقی بماند .
من لايحضره الفقيه ج3 ص567

    » ربا بر دو قسم است

    6 ـ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَی عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ الرِّبَا رِبَاءَانِ رِبًا يُؤْكَلُ وَرِبًا لَا يُؤْكَلُ فَأَمَّا الَّذِي يُؤْكَلُ فَهَدِيَّتُكَ إِلَی الرَّجـُلِ تَطـْلُبُ مِنْهُ الثَّوَابَ أَفْضَلَ مِنْهَا فَذَلِكَ الرِّبَا الَّذِي يُؤْكَلُ وَهُوَ قَوْلُهُ عَزَّ وَجـَلَّ وَما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا فِي أَمْوالِ النّاسِ فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللّهِ وَأَمَّا الَّذِي لَا يُؤْكَلُ فَهُوَ الرِّبَا الَّذِي نَهَی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَنْهُ وَأَوْعَدَ عَلَيْهِ النَّارَ
    امام صادق عليه السلام : ربا دو قسم است 1 ـ بصورت هديه ای است كه برای شخص برده می شود تا بيشتر او را مورد توجه قرار دهد اين قسم ربا همان است كه قرآن می فرمايد هديه ای به ديگران بپر دازيد تا در عوض بيشتر از آن هديه بهره مند شويد ثوابی برای شما از اين هديه كه به ديگری داده تا در عوض بهره مند شويد ، نمی باشد 2 ـ ربائی كه مانند قسم اول نيست كه بصورت هديه باشد بلكه پولی به كسی می دهند كه در عوض چند برابر از او مطالبه نمايند و خداوند به آن وعده جهنم داده است .
الكافي ج5 ص144

» پست ترين شغلها

    7 ـ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ أَخْبَثُ الْمَكَاسِبِ كَسْبُ الرِّبَا
    امام باقر عليه السلام : پست ترين شغلها بدست آوردن درآمد از راه ربا می باشد .
الكافي ج5 ص144

» مرگ ناگهانی

    8 ـ أخبرنا محمد بن محمد ، قال أخبرني أبو الحسن أحمد بن محمد بن الحسن ، عن أبيه ، عن محمد بن الحسن الصفار ، عن محمد بن عيسی ، عن ابن أبي عمير ، عن مالك بن عطية ، عن أبي حمزة الثمالي ، قال سمعت أبا جـعفر محمد بن علي بن الحسين (عليهم السلام) يقول وجـدت في كتاب علي بن أبي طالب (عليه السلام) إِذا ظَهَرَ الرِّب امِنْ بَعْدِي ظَهَرَ مَوْتُ الْفُجْأَةِ
    امام باقر عليه السلام می فرمايند : در كتاب علی عليه السلام يافتم كه نوشته شده بود هر گاه بعد از من ربا رايج شود مرگ ناگهانی هم رايج ميشود .
الامالي للطوسي ص210

    وَقَالَ النَّبِيُّ صلی الله عليه وآله إِذا ظـَهَرَتْ فِي أُمَّتِي عَشْرَ خِصالٍ عَاقَبَهُمُ اللَّهُ بِعَشْرِ خِصالٍ إِذاكَثُرَ الرِّبا كَثُرَتِ الزِّلاْزلُ ...
    رسولخدا صلی الله عليه و آله : هرگاه در بين امت من ربا زياد شود زلزله هم زياد ميشود .
جامع الاخبار ص180

» آيات
    1 ـ سوره بقره

    الَّذِينَ يَأْكلُونَ الرِّبَوا لا يَقُومُونَ إِلا كَمَا يَقُومُ الَّذِی يَتَخَبَّطهُ الشيْطنُ مِنَ الْمَس ذَلِك بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَوا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَوا فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَی فَلَهُ مَاسلَف وَأَمْرُهُ إِلی اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئك أَصحَب النَّارِ هُمْ فِيهَا خـَلِدُونَ (275) يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَوا وَيُرْبی الصدَقَتِ وَاللَّهُ لا يُحِب كلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ (276)
    (275) كسانی كه ربا می خورند ، (در قيامت) بر نمی خيزند مگر مانند كسی كه بر اثر تماس شيطـان ، ديوانه شده (و نمی تواند تعادل خود را حفظ كند ، گاهی زمين می خورد ، گاهی به پا می خيزد) .
    اين ، به خاطر آن است كه گفتند : داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتی ميان آن دو نيست ) .
    در حالی كه خدا بيع را حلال كرده ، و ربا را حرام ! (زيرا فرق ميان اين دو ، بسيار است ) .
    و اگر كسی اندرز الهی به او رسد ، و (از رباخواری) خودداری كند ، سودهايی كه در سابق [ قبل از نزول حكم تحريم ] به دست آورده ، مال اوست ، (و اين حكم ، گذشته را شامل نمی گردد ،) و كار او به خدا واگذار می شود ، (و گذشته او را خواهد بخشيد) .
    اما كسانی كه باز گردند (و بار ديگر مرتكب اين گناه شوند) ، اهل آتش اند ، و هميشه در آن می مانند .
    (276) خـداوند ، ربا را نابود می كند ، و صدقات را افزايش می دهد ! و خداوند ، هيچ انسان ناسپاس گنهكاری را دوست نمی دارد .

    » رباخواری نقطه مقابل انفاق
    به دنبال بحث در باره انفاق در راه خدا و بذل مال برای حمايت از نيازمندان در اين آيات از مساله رباخواری كه درست بر ضد انفاق است ، سخـن می گويد و در حقيقت هدف آيات گذشته را تكميل می كند ، زيرا رباخواری موجب افزايش ‍ فقر درجامعه و تراكم ثروت در دست عده ای محدود و محروميت اكثر افراد اجـتماع است ، انفاق سبب پـاكی دل و طـهارت نفوس و آرامش جـامعه ، و رباخـواری سبب پـيدايش بخل و كينه و نفرت و ناپاكی می شود .

تفسير نمونه ج2 ص363

» بحث روايتی

ترجمة الميزان ج2 ص651

در تفسير قمی در ذيل آيه : الذين ياكلون الربوا ... از امام صادق (عليه السلام) روايت آمده كه فرمود : رسولخدا (صلی الله عليه وآله وسلّم) فرموده است : وقتی مرا شبانه به آسمان بردند به مردمی برخوردم كه وقتی می خواستند برخيزند ازبزرگی شكم ها نمی توانستند ، از جبرئيل پرسيدم اينها كيانند ؟ گفت : اينها آن كسانی هستند كه در دنيا ربا می خـوردند و خـداوند در باره شان فرمود : لا يقومون الا كما يقوم الذی يتخبطه الشيطـان من المس و قوم نامبرده را ديدم كه مانند آل فرعون هر صبح و شام بر آتش عرضه می شدند و ايشان از شدت دلهره می گفتند : پروردگارا قيامت كی بپا می شود ؟!.
    مؤلف : اين مشاهده كه رسولخدا (صلی الله عليه وآله وسلّم) در معراج داشته ، مثالی برزخـی بوده كه گفتار آن جناب را تاييد و تصديق می كند كه فرمود : كما تعيشون تموتون و كما تموتون تبعثون ـ هر جـور زندگی كنيد همانطور می ميريد و هر جور بميريد همانطور زنده می شويد .
    و در الدر المنثور است كه اصفهانی در كتاب ترغيب خود از انس روايت كرده كه گفت : رسول خدا (صلی الله عليه وآله وسلّم) فرمود : روز قيامت رباخوار ديوانه و شكم گنده محشور می شود ، بطـوريكه پاهای خود را يكی يكی به زمين می كشد آنگاه اين آيه را تلاوت فرمود : لا يقومون الا كما يقوم الذی يتخبطه الشيطان من المس .
    مؤلف : در عذاب رباخواران و كيفر ربا رواياتی بسيار از طرق شيعه و سنی وارد شده و در بعضی از آنها آمده كه گناه رباخواری برابر هفتاد بار زنای با مادر است .
    و در تهذيب به سند خود از عمر بن يزيد كه فروشنده پارچه ای بود كه در سابور ( شاپـور خـوزستان) بافته می شد روايت كرده كه گفت : به امام صادق (عليه السلام) عرضه داشتم : فدايت شوم مردم چنين می پـندارند كه دادن بهره پول برای كسی كه مضطر است نيز حرام است ، آيا اين صحيح است ؟ فرمود : بله ، برای اينكه مگر غنی و يا فقيری سراغ داری كه بدون احتياج و اضطرار چيزی را بخرد ؟ ای عمر ! خـدای تعالی بيع را حلال و ربا را حرام فرموده ، پس تو تنها می توانی سود كسب را بگيری و نمی توانی ربا بگيری ، پرسيدم ربا چيست ؟ فرمود : چند درهم بدهی و دو برابر ، آنرا بگيری و يا گندمی بدهی و دو برابر از همان جنس بگيری .
    و در كتاب فقيه به سند خود از عبيد بن زراره از امام صادق (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود : ربا تنها در جنسی است كه كيل و يا وزن می شود .
    مؤلف : دانشمندان اسلامی در آنچه كه ربا در آن حرام است اخـتلاف كرده اند مذهب اهل بيت (عليهم السلام) اينست كه ربا تنها در پـول ، طـلا و نقره و هر جـنسی است كه كيل و يا وزن می شود و چون مساله فقهی است و مربوط به بحث ما كه تفسيراست نمی باشد لذا از بحث بيشتر پيرامون آن صرفنظر نموديم .
    و در كافی از يكی از دو امام باقر و صادق (عليهما السلام) و در تفسير عياشی از امام صادق (عليه السلام) روايت كرده اند كه فرموده اند : منظور از موعظه در جمله فمن جائه موعظة من ربه ، توبه است .
    و در تهذيب از محمد بن مسلم روايت آورده كه گفت : از اهل خـراسان مردی داخـل شد بر امام باقر (عليه السلام) (كه از راه رباخـواری مال فراوانی بدست آورده بود ، بعد از فقهاء پرسيده بود كه تكليفم چيست ؟ همه گفته بودند هيچ عبادتی از تو پـذيرفته نيست تا آنكه اموال را به صاحبش برگردانی) مرد خراسانی قصه خود را گفت ، و امام ابی جعفر (عليه السلام) فرمود : راه نجـات تو ، در كتاب خـدای عزوجل آمده است .
    آنجـا كه می فرمايد : فمن جائه موعظة من ربه فانتهی فله ما سلف و امره الی الله و منظور از موعظه توبه است .
    و در كافی و كتاب من لا يحضره الفقيه از امام صادق (عليه السلام) روايت آورده كه فرمود : هر مقدار ربا كه مردم از روی نادانی خورده باشند و بعد توبه كرده باشند خدا توبه شان را در صورتی كه توبه صحيح و جدی باشد می پذيرد ، و نيز فرمود : اگر مردی از پـدرش مالی را به ارث ببرد و بداند كه در آن مال ربا هست و ليكن مال ربوی در معاملات با مال غير ربوی مخـلوط شده باشد اين مال بر او حلال است و می تواند آن را بخـورد و اگر عين مال ربوی را بشناسد در آن صورت عين مال ربوی را به صاحبش بر می گرداند و اصل مال را بر می دارد .
    و در فقيه و عيون از حضرت رضا (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود : رباخواری برای كسی كه از حرمتش در اسلام با خبر شده گناه كبيره است ، آنگاه فرمود : و با علم به حرمت آن استخـفاف و بی اعتنائی به حكم خـدا و دخول در كفر است .
    و در كافی آمده : از آن جـناب پـرسيدند : مردی ربا می خـورد و معتقد است كه ربا حلال است فرمود : اگر حكم خدا به او نرسيده باشد عيبی ندارد و اما اگر از حكم خدا آگاه است و عمدا ربا می خـورد همان حكمی را دارد كه خـدای عزوجل بيان فرموده است .
    و در تهذيب و فقيه از امام صادق (عليه السلام) روايت كرده شخصی درباره آيه شريفه : يمحق الله الربوا و يربی الصدقات ... از آن جـناب سؤال كرد كه چگونه خـدا ربا را كاهش داده و نابود می كند با اينكه به قول بعضی ها ما می بينيم مال رباخواران روز به روز بيشتر می شود ؟ فرمود : چه نقصانی شديدتر از نقصان يك درهم ربا كه دين آدمی را ناقص ‍ می كند و از بين می برد و اگر هم بخواهد توبه كند همه مالش از بين می رود و فقير می شود .
    مؤلف : اين روايت بطـوريكه ملاحظه می كنيد منظور از محق نقصان را به محق تشريعی تفسير كرده و می فرمايد هر چند مال در نزد رباخـوار زياد می شود ، اما شرعا مال او نيست و تصرفش در آن اموال حرام است در مقابل ربا صدقه قرار دارد كه منظوراز ارباء و زياد شدن آن زياد شدن تكوينی است و اين با بيان قبلی ما (كه گفتيم : محق در آيه عموميت دارد) منافاتی ندارد .
    و در مجـمع البيان از علی (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود : رسول خدا در كار رباخواری پنج نفر را لعنت كرد يكی خورنده آن و دوم خوراننده اش سوم و چهارم دو شاهد و پنجم نويسنده اش را .
    مؤلف : اين معنا در الدر المنثور هم به چند طريق از آن جناب روايت شده است .
    و در تفسير عياشی از امام باقر (عليه السلام) روايت آورده كه فرمود : خدای تعالی می فرمايد : منم آفريدگار هر چيز و غير خـودم را موكل بر هر چيز كرده ام مگر صدقه را كه خودم آن را به دست خود می گيرم هر چند كه مرد و زنی نيمه ای از يك خـرما صدقه دهند ، من آنرا تربيت می كنم ، و نمو می دهم ، همانطور كه مردی از شما گوساله و يا كره اسب از شير گرفته خود را تربيت می كند ، تا آنجا كه وقتی در قيامت از نمو دادنش دست بر می دارم ، به قدر كوهی بزرگتر از احد شده باشد .
    و نيز در آن كتاب از علی بن الحسين (عليهماالسلام) از رسولخدا (صلی الله عليه وآله وسلّم) روايت كرده كه فرمود : خدای تعالی صدقه شما را رشد می دهد ، همانطور كه شما فرزند خود را تربيت می كنيد ، بطوريكه صدقه شما آنقدر بزرگ شود كه كوهی چون احد گردد .
    مؤلف : اين معنا از طرق اهل سنت از عده ای از صحابه چون ابی هريره و عايشه و ابن عمر و ابی برزه اسلمی از رسولخـدا (صلی الله عليه وآله وسلّم) نقل شده است .
    و در تفسير قمی آمده كه وقتی خـدای تعالی اين آيه الذين ياكلون الربوا ... را نازل كرد خـالد بن وليد كه نزد رسولخدا (صلی الله عليه وآله وسلّم) نشسته بود برخـاست ، و عرضه داشت : يا رسول الله ! پدرم در ثقيف طلبكاريهائی از مردم ، بابت ربا داشت و به من وصيت كرد آنها را بگيرم (آيا بگيرم يا نه) ، در پاسخ وی اين آيه نازل شد : و ذروا ما بقی من الربوا ... مؤلف : قريب به اين معنا را صاحب مجمع البيان از حضرت باقر (عليه السلام) روايت كرده است .
    و نيز در مجـمع آمده كه سدی و عكرمه گفته اند : آيه و ذروا ما بقی من الربوا درباره بقيه ربائی نازل شد كه عباس و خالد بن وليد كه با هم شريك بودند از قبيله بنی عمرو بن عمير كه شاخه ای از ثقيف بودند طلب داشتند ، و در روزگاری كه اسلام آمد اينها اموال بسيار زيادی از ربا جـمع كرده بودند ، خـدای تعالی اين آيه را نازل كرد ، و به دنبالش رسولخدا (صلی الله عليه وآله وسلّم) فرمود : هر ربائی كه قبل از اسلام و در جاهليت گرفته شده و بقيه ای از آن مانده ديگر پرداختش لازم نيست ، و اولين ربائی كه من باطـل می كنم و می بخشم ربای عباس بن عبد المطلب است ، و هر خونی كه در جاهليت ريخته شده قصاص آن در اسلام برداشته شده ، و اولين خونی را كه من می بخـشم خـون ربيعة بن حارث بن عبد المطلب است ، كه در بنی ليس شير خورده و پرورش يافته بود و هذيل او را بكشت .
    مؤلف : نقل اين روايت را صاحب الدر المنثور به ابن جرير و ابن منذر و ابن ابی حاتم نسبت داده كه از سدی روايت كرده اند با اين تفاوت كه در روايت اين سه نفر آمده كه آيه شريفه درباره عباس بن عبد المطـلب و مردی از بنی مغيره نازل شده است .
    و در الدر المنثور است كه ابو داود ، و ترمذی كه او حديث را صحيح دانسته است و نسائی ، و ابن ماجـه ، و ابن ابی حاتم ، و بيهقی در سنن خود ، همگی از عمرو و پسر احوص روايت كرده اند كه وی در حجـة الوداع در ركاب رسول خـدا (صلی الله عليه وآله وسلّم) بوده ، و گفته است كه رسول خـدا (صلی الله عليه وآله وسلّم) فرمود : آگاه باشيد كه هر ربائی از زمان جـاهليت بر ذمه كسی مانده ، بخشوده شده است ، و طلبكار حق مطالبه آن را ندارد ، و تنها می تواند اصل طلب خودرا مطالبه كند ، نه ظلم كنيد و نه ظلم شويد .
    مؤلف : روايت در اين معنا بسيار است ، و آنچه از روايات شيعه و سنی بر می آيد اين است كه اجمالا آيه ، درباره اموال ربوی نازل شده ، كه بنی مغيرة (دودمانی از مردم مكه) از بنی ثقيف (مردم طـائف) طـلب داشتند ، چون در زمان جـاهليت به آنان پـول يا جـنس به قرض می دادند ، و ربا می گرفتند ، آنگاه كه اسلام آمد و باقيمانده طـلب خـود را از ايشان مطـالبه نمودند ، مردم ثقيف ندادند ، چون اسلام خط بطلان بر معاملات ربوی كشيده بود ، طرفين دعوا را نزد رسول خدا (صلی الله عليه وآله وسلّم) بردند در پاسخشان اين آيه نازل شد .
    و همين ، خـود مؤ يد آن بيان ما است كه گفتيم : ربا قبل از نزول اين آيات حرام شده بود ، و همه مردم از آن خبر داشتند ، (زيرا اگر حرام نشده بود و به مردم ابلاغ نشده بود مردم ثقيف از دادن بدهی خود امتناع نمی ورزيدند مترجم) ، پـس ‍ نبايد به گفتار بعضی از روايات اعتنا كرد كه گفته اند : حرام بودن ربا در اواخـر عمر رسولخـدا (صلی الله عليه وآله وسلّم) نازل شد ، و آن جناب هنوز حكم را ابلاغ نكرده از دنيا رحلت فرمود ، مانند روايتی كه در الدر المنثور آمده كه ابن جـرير ، و ابن مردويه ، از عمر بن خطاب روايت كرده اند كه روزی در خطبه خـود گفت : يكی از آخـرين آياتی كه نازل شده ، آيه ربا بود ، و رسولخـدا (صلی الله عليه وآله وسلّم) از دنيا رفت در حالی كه حكم آنرا برای ما بيان نكرده بود ، پس شما هم آنچه را كه شك داريد رها كنيد ، و تنها به آنچه شما را به شك نمی اندازد اكتفا نمائيد .
    علاوه بر اينكه مذهب اهل البيت (عليهم السلام) اين است كه خدای تعالی پيامبر خود را قبض روح نكرد ، مگر بعد از آنكه خدا تمامی مايحتاج مردم در امور دين را تشريع كرده ، و رسولخدا (صلی الله عليه وآله وسلّم) هم برای مردم بيان نموده بود .
    و نيز در الدر المنثور است كه آخـرين آيه ای كه از قرآن نازل شد آيه : و اتقوا يوما ترجعون فيه ... است .
    و در مجـمع البيان است كه از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه فرمود : اگر در اسلام در تحريم ربا تشديد شده برای اين است كه مردم به سوی اعمال خير از قبيل قرض دادن و كمك های بلا عوض روی آورند .
    و باز در مجمع البيان از علی (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود : وقتی خدا بخواهد اهل قريه ای را هلاك كند ، ربا در آن شايع می شود .
    مؤلف : در بيان سابق ما مطالبی كه اين روايات را روشن می سازد ، گذشت .
    و نيز در مجمع البيان در ذيل آيه : و ان كان ذو عسرة فنظرة الی ميسرة ... گفته : علمای اسلام در حد عسرت و نداری اختلاف كرده اند ، از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه فرمود : حد عسرت اين است كه انسان بيشتر از قوت متوسط خود وعيالش نداشته باشد تا قرض خود را بدهد .
    و نيز در همان كتاب به نقل از ابن عباس و ضحاك و حسن آمده كه مهلت دادن بدهكار دست تنگ در تمامی بدهكاريها واجب است و همين معنا از امام باقر و امام صادق (عليه السلام) نيز روايت شده است .
    و در همان كتاب آمده كه امام باقر (عليه السلام) فرمود : معنای جمله الی ميسرة اين است كه بايد او را مهلت دهيد تا خبر ناتوانی از پرداخت قرضش به امام مسلمين برسد ، و او قرض وی را از سهم غارمين (بدهكاران) كه يكی از مصارف زكات است ، بپردازد ، البته امام مسلمين قرضی را از اين ناحيه می پردازد كه در راه مشروع مصرف شده باشد .
و در كافی از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه فرمود : روزی رسولخدا (صلی الله عليه وآله وسلّم) بر بالای منبر رفت ، و پس از حمد خدا و ثنای بر او ، و درود بر همه انبيايش فرمود : هان ای مردم حاضر به غائبين برسانيد ، آگاه باشيد كه هر كس بدهكار تنگدستی را مهلت دهد ، بر خدا است كه در برابر هر روز مهلت كه داده ثواب صدقه دادن تمامی طلبش را بدهد ، (مثلا اگر هزار تومان طلب دارد ، و بدهكار را به مدت يك سال مهلت داد ، خداوند سيصد و شصت هزار تومان صدقه برای او ، حساب می كند مترجم) تا آنكه طلب خود را وصول كند ، آنگاه امام صادق (عليه السلام) فرمود : آيه : و ان كان ذو عشرة فنظرة الی ميسرة ، و ان تصدقوا خير لكم ان كنتم تعلمون به اين معنا است كه اگر می دانيد كه تنگ دست است به او از مالتان تصديق كنيد ، كه اين برايتان بهتر است .
    مؤلف : اين روايت می خواهد جمله : ان كنتم تعلمون را تفسير كند ، در سابق معنائی ديگر برای آن كرديم ، و روايات در اين معانی و مطالب مربوط به آنها بسيار است ، اگر كسی بخواهد همه را ببيند بايد به كتاب قرض از كتب فقهی مراجعه نمايد .

ترجمة الميزان ج2 ص652 تا ص656

    2 ـ سوره بقره آيه 278

    يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِیَ مِنَ الرِّبَوا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ (278) فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِّنَ اللَّهِ وَرَسولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكمْ رُءُوس أَمْوَلِكمْ لا تَظلِمُونَ وَلا تُظلَمُونَ (279)
    (278) ای كسانی كه ايمان آورده ايد ! از (مخالفت فرمان) خدا به پرهيزيد ، و آنچه از (مطالبات) ربا باقی مانده ، رها كنيد ، اگر ايمان داريد !
    (279) اگر (چنين) نمی كنيد ، بدانيد خدا و رسولش ، با شما پيكار خواهند كرد ! و اگر توبه كنيد ، سرمايه های شما ، از آن شماست [ اصل سرمايه ، بدون سود ] نه ستم می كنيد ، و نه بر شما ستم وارد می شود .
بقره 278 تا 279

    شان نزول :
    در تفسير علی بن ابراهيم آمده است : پس از نزول آيات ربا شخصی به نام خالد بن وليد خـدمت پـيامبر اكرم (صلی الله عليه وآله وسلّم) حاضر شده عرضه داشت : پدرم چون با طـائفه ثقيف معاملات ربوی داشت و مطـالباتش را وصول نكرده بود وصيت كرده است مبلغی از سودهای اموال او كه هنوز پـرداخـت نشده است تحويل بگيرم آيا اين عمل برای من جايز است ؟ آيات فوق نازل شد و مردم را به شدت از اين كار نهی كرد .
    در روايت ديگری آمده است كه پـيامبر (صلی الله عليه وآله وسلّم) بعد از نزول اين آيه فرمود : الا ان كل ربا من ربا الجـاهلية موضوع و اول ربا اضعه ربا العباس بن عبد المطلب : آگاه باشيد تمام مطالبات ربوی كه در زمان جاهليت مردم ازيكديگر داشته اند همگی بايد فراموش شود و نخستين مطالبات ربوی كه من آن را به دست فراموشی می سپارم مطالبات عباس بن عبد المطلب است .
    از اين جـمله به خـوبی استفاده می شود كه پيامبر (صلی الله عليه وآله وسلّم) به هنگامی كه قلم سرخ بر مطالبات ربوی زمان جاهليت می كشيد از بستگان خود شروع كرد و اگر در ميان آنها افراد ثروتمندی مانند عباس بودند كه در زمان جاهليت همچون ديگر ثروتمندان آلوده بودند پيامبر نخست مطالبات آنها را الغاء كرد .
    و نيز در روايات آمده است كه پـيامبر اسلام (صلی الله عليه وآله وسلّم) بعد از نزول اين آيات به فرماندار مكه دستور داد كه اگر آل مغيره كه از رباخواران معروف بودند دست از كار خود بر ندارند با آنها بجنگد .

    سوره آل عمران

    يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لا تَأْكلُوا الرِّبَوا أَضعَفاً مُّضعَفَةً وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (130)
    (130) ای كسانی كه ايمان آورده ايد ربا (و سود پول) را چند برابر نخوريد از خدا بپرهيزيد تا رستگار شويد .
آل عمران 130

» تحريم رباخواری در چند مرحله
    می دانيم روش قرآن در مبارزه با انحرافات ريشه دار اجتماعی اين است كه تدريجا زمينه سازی می كند ، و افكار عموم را تدريجـا به مفاسد آنها آشنا می سازد ، و آنگاه كه آمادگی برای پـذيرفتن تحريم نهائی حاصل شد قانون را به صورت صريح اعلام می كند (مخصوصا در مواردی كه آلودگی به گناه زياد و وسيع باشد) .
    و نيز می دانيم : عرب ، در زمان جاهليت آلودگی شديدی به ربا خواری داشت و مخصوصا محيط مكه محيط رباخواران بود ، و سرچشمه بسياری از بدبختيهای اجتماعی آنها نيز همين كار زشت و ظـالمانه بود ، به همين دليل قرآن برای ريشه كن ساختن رباخواری حكم تحريم را در چهار مرحله بيان كرده است :
    1 ـ در آيه 39 سوره روم نخست در باره ربا به يك پند اخلاقی قناعت شده آنجا كه می فرمايد : وما آتيتم من ربا ليربو فی اموال الناس فلا يربو عند الله وما آتيتم من زكوة تريدون وجه الله فاولئك هم المضعفون : و به اين طريق اعلام می كند كه تنها از ديدگاه افراد كوته بين است كه ثروت رباخواران از راه سود گرفتن افزايش می يابد ، اما در پيشگاه خدا چيزی بر آنها افزوده نمی شود بلكه زكات و انفاق در راه خدا است كه ثروتها را افزايش می دهد .
    2 ـ در سوره نساء آيه 161 ضمن انتقاد از عادات و رسوم غلط يهود به عادت زشت رباخـواری آنها اشاره كرده و می فرمايد : واخذهم الربا وقد نهوا عنه : يكی ديگر از عادات بد آنها اين بود كه ربا می خوردند با اينكه از آن نهی شده بودند .

تفسير نمونه ج3 ص88

    3 ـ در آيه مورد بحث چنانكه ضمن تفسير آن خواهيم گفت ، حكم تحريم ربا صريحا ذكر شده ، اما تنها به يك نوع از انواع ربا كه نوع شديد و فاحش آن است اشاره شده است .
    4 ـ بالاخـره در سوره بقره آيات 275 تا 279 هر گونه رباخواری به شدت ممنوع اعلام شده و در حكم جنگ با خدا ذكر گرديده است .
    يا ايها الذين آمنوا لا تاكلوا الربا اضعافا مضاعفة ... گفتيم در اين آيه اشاره به تحريم ربای فاحش شده و با تعبير اضعافا مضاعفه بيان گرديده است .
    منظـور از ربای فاحش اين است كه سرمايه به شكل تصاعدی در مسير ربا سير كند يعنی سود در مرحله نخـستين با اصل سرمايه ضميمه شود و مجموعا مورد ربا قرار گيرند ، و به همين ترتيب در هر مرحله ، سود به اضافه سرمايه ، سرمايه جـديدی را تشكيل دهد ، و به اين ترتيب در مدت كمی از راه تراكم سود مجموع بدهی بدهكار بچندين برابر اصل بدهی افزايش يابد و به كلی از زندگی ساقط گردد .
    به طـوری كه از روايات و تواريخ استفاده می شود در زمان جـاهليت معمول بود كه اگر بدهكار در راس مدت نمی توانست بدهی خود را بپردازد از طلبكار تقاضا می كرد كه مجـموع سود و اصل بدهی را به شكل سرمايه جـديدی به او قرض بدهد و سود آن را بگيرد ! ، در عصر ما نيز در ميان رباخواران اين رباخواری بسيار ظالمانه فراوان است .
    و اتقوا الله لعلكم تفلحون در پايان آيه می فرمايد : اگر می خواهيد رستگار شويد بايد تقوا را پيشه كنيد و از اين گناه بپرهيزيد .

    سوره نساء

   وَأَخـْذِهِمُ الرِّبَوا وَقَدْ نهُوا عَنْهُ وَأَكلِهِمْ أَمْوَلَ النَّاسِ بِالْبَطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَفِرِينَ مِنهُمْ عَذَاباً أَلِيماً (161)
    161 - و (همچنين) به خـاطـر رباخواری در حالی كه از آن نهی شده بودند و خوردن اموال مردم به باطل ، و برای كافران آنها عذاب دردناكی آماده كرده ايم .
نساء 161

    بخـاطـر اينكه رباخـواری ميكردند با اينكه از آن نهی شده بودند ، و همچنين اموال مردم را بنا حق ميخوردند ، همه اينها سبب شد كه گرفتار آن محروميت شوند واخذهم الربوا وقد نهوا عنه واكلهم اموال الناس بالباطل .
    گذشته از اين كيفر دنيوی ، ما آنها را به كيفرهای اخروی گرفتار خواهيم ساخت و برای كافران آنها عذاب دردناكی آماده كرده ايم : واعتدنا للكافرين منهم عذابا اليما
از اين آيه نيز استفاده ميشود كه تحريم ربا مخصوص به اسلام نبوده و در اقوام پيشين هم حرام بوده است ، اگر چه در تورات تحريف يافته كنونی تحريم آن مخصوص به برادران دينی شمرده شده است .